امیرمحمد شرفیانی
نویسنده و خالق آثار
امیر محمد شرفیانی، متولد ۲۴ آوریل ۲۰۰۶، نویسنده و داستانپردازی است که نوشتن را سفری برای جستوجوی حقیقت، شناخت جهان درونی انسان و کشف پیوند او با خداوند و معنای اصلی زندگی میداند. او در آثار خود میکوشد مخاطب را به سفری درونی دعوت کند؛ سفری برای شناخت خویشتن، یافتن مسیر درست زندگی، دستیابی به موفقیت و کشف حقیقتی که میتواند نگاه انسان به زندگی و جهان پیرامونش را دگرگون کند.
نخستین اثر منتشرشده او، «یتیمخانه فرزندان خورشید» است؛ کتابی که آغازگر مسیر حرفهای او در دنیای نویسندگی و نخستین گام در تحقق نگاه او به ادبیات و داستانگویی است. البته، علاقه و تجربه او در نویسندگی به سالهای پیش از انتشار این اثر بازمیگردد؛ او در دوران راهنمایی با شرکت در یک جشنواره داستاننویسی، موفق به کسب مقام شد. این پیروزی جرقهای در ذهن او روشن کرد؛ جرقهای که علاقهاش به نویسندگی را عمیقتر کرد و مسیرش را برای ادامه این راه شکل داد.
او داستان و رمان را بستری برای بیان اندیشهها و تجربههایی میداند که میتوانند نگاه انسان به خود، زندگی و جهان پیرامونش را دگرگون کنند؛ جایی که داستان، تنها روایت نیست، بلکه دریچهای برای اندیشیدن و کشف نگاهی تازه به جهان است.
او باور دارد ادبیات میتواند فراتر از سرگرمی باشد؛ میتواند جرقهای برای تغییر، آگاهی و عبور از محدودیتهایی باشد که انسان برای خود ساخته است. از همین نگاه، آثار او تلاشی برای گشودن دریچهای تازه به زندگی و دعوت خواننده به نگاهی متفاوت به خود و جهان است.
او در ادامه این مسیر، در پی خلق و معرفی سبکی تازه در نویسندگی است؛ سبکی که مرزهای معمول داستانگویی را پشت سر بگذارد و تجربهای متفاوت و ماندگار برای خواننده رقم بزند. هدف او آن است که این نگاه تازه را با مخاطبانی در سراسر جهان به اشتراک بگذارد.
او همیشه میگوید: «این تازه اول ماجراست.»
مشاهده گنجینه کتابهای من
نخستین اثر منتشرشده او، «یتیمخانه فرزندان خورشید» است؛ کتابی که آغازگر مسیر حرفهای او در دنیای نویسندگی و نخستین گام در تحقق نگاه او به ادبیات و داستانگویی است. البته، علاقه و تجربه او در نویسندگی به سالهای پیش از انتشار این اثر بازمیگردد؛ او در دوران راهنمایی با شرکت در یک جشنواره داستاننویسی، موفق به کسب مقام شد. این پیروزی جرقهای در ذهن او روشن کرد؛ جرقهای که علاقهاش به نویسندگی را عمیقتر کرد و مسیرش را برای ادامه این راه شکل داد.
او داستان و رمان را بستری برای بیان اندیشهها و تجربههایی میداند که میتوانند نگاه انسان به خود، زندگی و جهان پیرامونش را دگرگون کنند؛ جایی که داستان، تنها روایت نیست، بلکه دریچهای برای اندیشیدن و کشف نگاهی تازه به جهان است.
او باور دارد ادبیات میتواند فراتر از سرگرمی باشد؛ میتواند جرقهای برای تغییر، آگاهی و عبور از محدودیتهایی باشد که انسان برای خود ساخته است. از همین نگاه، آثار او تلاشی برای گشودن دریچهای تازه به زندگی و دعوت خواننده به نگاهی متفاوت به خود و جهان است.
او در ادامه این مسیر، در پی خلق و معرفی سبکی تازه در نویسندگی است؛ سبکی که مرزهای معمول داستانگویی را پشت سر بگذارد و تجربهای متفاوت و ماندگار برای خواننده رقم بزند. هدف او آن است که این نگاه تازه را با مخاطبانی در سراسر جهان به اشتراک بگذارد.
او همیشه میگوید: «این تازه اول ماجراست.»